تشکر می کنم از سیمین خانوم که این مطلب رو برام ارسال کرده است
چشمانم را می گشایم و با شگفتی به اطرافم می نگرم.
همه جارا سیاه و تاریک میبینم.
شبه های خیانت همه جا پرسه میزند.
مه دروغ و ریا تمام هوارا فراگرفته است.
بوته ی نفرت طوری در دل همه روییده که انگار هیچ گاه بذر محبتی درآن کاشته نشده است.
پس محبت کجاست؟؟
مهر به کدام گوشه لانه کرده است؟
وفا در اثر کدام بادخشمگین خاموش شده است؟
از این همه ظلمت و تاریکی خسته شده ام.به دنبال روشنایی میگردم.
چشمانم را آرام میبیندم و بازمیکنم این بار با دید بهتر و بیدارتری به زندگی خیره میشوم تا بلکه زیبایی هارا ببینم.
نظرات شما عزیزان:
.gif)



آره من ازپسرا خوشم نمیاد چون آدم دروغگو و سوءاستفاده گری هستن مثل الان تو که اون روتو بهم نشون دادی.
توپیش خودت چی فکرکردی؟؟؟؟؟واقعا نباید آدم سفره ی دلشو پیش هرکسی باز کنه بای
.: Weblog Themes By Pichak :.